X
تبلیغات
بچه های ایلام
 http://www.uploadtak.com/images/n857_Graphic1.jpg

اوقات شرعی

سخن مدير:اصولگرايي يعني مكتب اداي تكليف دربرابرخداوندودفاع ازهرآنكه دراين مكتب درحال اقامه حق ميباشد.


ن : بچه های ایلام ،حسین ملک میرزایی
ت : سه شنبه 1389/09/30
دوست عزیز و بامحبتم آقای بنیامین بهادری

سلام علیکم 

خبر درگذشت همسر گرامیتان این برادر کوچکتان رابسیار ناراحت کرد. این مصیبت را به شما وخانواده محترمتان تسلیت عرض می نمایم. خدایش بیامرزد و به شمادوست عزیزم صبرعطافرماید.


ن : بچه های ایلام ،حسین ملک میرزایی
ت : یکشنبه 1392/10/01

بر روي ما نگاه خدا خنده مي زند،
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ايم

زيرا چو زاهدان سيه كار خرقه پوش،
پنهان ز ديدگان خدا مي نخورده ايم

پيشاني ار ز داغ گناهي سيه شود،
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ريا

نام خدا نبردن از آن به كه زير لب،
بهر فريب خلق بگوئي خدا خدا


ما را چه غم كه شيخ شبي در ميان جمع،
بر رويمان ببست به شادي در بهشت

او مي گشايد … او كه به لطف و صفاي خويش،
گوئي كه خاك طينت ما را ز غم سرشت

طوفان طعنه، خنده ي ما را ز لب نشست،
كوهيم و در ميانه ي دريا نشسته ايم

چون سينه جاي گوهر يكتاي راستيست،
زين رو بموج حادثه تنها نشسته ايم

مائيم … ما كه طعنه زاهد شنيده ايم،
مائيم … ما كه جامه تقوي دريده ايم؛

زيرا درون جامه بجز پيكر فريب،
زين هاديان راه حقيقت، نديده ايم

آن آتشي كه در دل ما شعله مي كشيد،
گر در ميان دامن شيخ اوفتاده بود؛

ديگر بما كه سوخته ايم از شرار عشق،
نام گناهكاره رسوا! نداده بود

بگذار تا به طعنه بگويند مردمان،
در گوش هم حكايت عشق مدام! ما

"
هرگز نميرد آنکه دلش زنده شد به عشق"
ثبت است در جريده عالم دوام ما

فروغ فرخزاد

 


ن : بچه های ایلام ،حسین ملک میرزایی
ت : یکشنبه 1392/09/24
*نرمش قهرمانانه وصلح امام حسن مجتبی(ع) قیام حسینی وپیروزی حق برباطل را در پی داشت>مذاکره با آمریکا (شیطان بزرگ ؟؟!!)*
قبل وپس از سفر دکتر روحانی به نیویورک ومخصوصأ بعد از تماس تلفنی بین روحانی و اوباما بحث مذاکره با آمریکا این روزها بر فضای سیاسی و اجتماعی جامعه حاکم شده است به گونه ای که حتی ردوبدل شدن یک پیامک بدون متن بین رؤسای جمهور دو کشور تامدت ها افکار عمومی ورسانه ها را تحت تأثیرخود قرار می دهد.

حال چند سوأل اساسی پیش می آید.

1.آیا شرایط مذاکره با آمریکا محیاشده است؟

2.آیا آمریکا از رویکرد متخاصم خود علیه ملت ایران دست برداشته وآمریکا در برخورد با ملت ایران تغییر موضع داده است؟

3.با پیشینه ای که از آمریکا داریم ،می شود به آمریکا اعتماد کرد؟

علت این همه بی اعتمادی که باعث شده ملت ایران با تردید واحتیاط به موضوع مذاکره با آمریکا نظاره کند ریشه در پیشینه کینه توزانه و مواضع خصمانه ای دارد که دولت های آمریکا طول نظام مقدس اسلامی درقبال ملت ایران داشته اند از جمله: حمله ناکام طبس وطرح کودتاه علیه ایران،تحریک وتجهیز رژیم بعث،پشتیبانی از گروهک های تروریستی تا تحریم های فلج کننده علیه ملت ایران ،باعث شده تا زیاد به وعده های مزورانه دولتمردان آمریکا دل نبندیم، در ماحصل سفر دکتر روحانی به آمریکا نیز چنین استنباطی شد.

دکتر روحانی در سفر اخیری که به نیویورک داشتند بطور شایسته از تریبون سازمان ملل از حقوق ملت ایران در دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته ای دفاع کردند ومواضع اصولی وانقلابی ملت ایران را به گوش جهانیان رساندندواز تحریم های غیر انسانی که از سوی دولت آمریکا علیه ملت ایران وضع شده که خود ناقض حقوق اولیه بشر است بشدت انتقاد کردند دربازگشت از سفر ،مراجع عظام تقلید گرفته تامقامات لشگری وکشوری وتوده های ملت مواضع دکتر روحانی را تأیید ومراتب قدردانی خود را از مواضع دولت اعلام کردند.

اما متأسفانه شنیده می شود که بعضی از گروه های افراطی وسیاسیون ورشکسته داخلی با استفاده از ابزار هوچی گری شعار مذاکره با آمریکا را به هر قیمتی سر می دهند وانقلابیون رابه تندروی وخشونت طلبی محکوم می کنند و قیام عاشورا را عین افراطی گری می نامند تا ذلیلانه درمقابل آمریکا تعظیم کنند واسلام را دودستی تقدیم یزیدیان کنند درصورتی که قیام عاشورا اصل نهضت حضرت امام خمینی (ره) وپایه قیام ملت وپیروزی وظفر برطاغوت است .

تا بحث مذاکره با آمریکا به میان می آید سیاست نرمش قهرمانانه را همان صلح امام حسن مجتبی (ع) را به تفسیر خود تحلیل و قلمداد می کنند ،به صرف کلمه صلح مذاکره یا سازش ذلیلانه با آمریکا را توجیه می کنند وبا وارونه کردن جریان صلح امام حسن مجتبی (ع) اینچنین وانمود می کنند که: امام(ع)در شرایط خاص مجبور به صلح بوده و روحیه سازشکاری به هر قیمتی که از محالات شخصیتی امام معصوم است را به امام(ع) نسبت می دهند درصورتی که مفاد صلح امام (ع)سندی محکم از نرمش قهرمانانه ایست که امام (ع) در مذاکره با معاویه دارد به دو دلیل:

اولأ: صلح امام حسن مجتبی(ع) از موضع اقتدار بود و با تدبیر امام(ع)به خاطر تنگناهای سیاسی واجتماعی که  برای معاویه ایجاد شده بود معاویه برای خروج از چالش های پیش رو بشدت نیازمند صلح با امام (ع) بود به گونه ای که معاویه آنقدر ذلیل ومنزوی شده بود ،بدون هیچ پیش شرطی برگه ای سفید وامضاء شده را به حضور امام ارسال می کند وتعیین تمام پیش شرط ها و مفاد نامه را حق امام (ع) می داند که این خود نشان دهنده اقتدار ودیپلماسی عزتمندانه امام حسن(ع)در صلح ومذاکره با معاویه است.

دومأ: همین نرمش قهرمانانه امام حسن (ع)زمینه قیام حسینی با شعار هیهات من الذله را ایجاد می کندوپیروزی حق بر باطل راعملی می سازد.

اکنون نیز ملت شریف ایران تدبیر مقام معظم رهبری در نرمش قهرمانانه را حجت ومایه اقتدار نظام اسلامی در مواجهه با نظام سلطه برای مذاکره می داند ودولتمردان نیز باید هوشمندانه در مذاکرات با آمریکا قبل از بررسی جزئیات این تلقی را ایجاد کنند که غرب بدون پیش شرط وباحفظ حرمت وکرامت ملت ایران درعین صداقت پای میز مذاکره بنشینند وبرای آمریکا فهم شود که این ملت ایران است که باید برای آمریکا پیش شرط بگذارد ومانند صلح امام حسن(ع) آمریکا پای برگه سفید را امضاء کند آنوقت ما ولی داریم و باتدبیر مقام معظم رهبری ،ملت ایران مفاد مذاکرات راتعین کند  چرا که با آن پیشینه تاریک که از رفتار دولت مردان آمریکا سراغ داریم  هیچ گونه تضمینی در تغیر رویکرد آمریکا وپا یبندی به معاهداتش وجود ندارد همین چند هفته قبل بود که دولت آمریکا عوامل گروهک تروریستی اشرف را که سال ها مردم بی گناه و فرزندان نخبه این ملت را ترور کرده اند را جهت حمایت وتقویت به پادگان لیبرتی انتقال داد.

حال این دولتمردان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هستند تا به توصیه های مکرر ونرمش قهرمانانه مد نظر مقام معظم رهبری که مطالبه جدی و به حق ملت ایران نیز می باشد جامه عمل بپوشانند که البته با  روحیه ولایت پذیری وتدبیری که از دکتر روحانی درگذشته وحال سراغ داریم یقینآ به فضل الهی ودعای امام عصر(عج)این مطالبات محقق خواهند شد وشاهد پیروزی ملت ایران بر اساس وعده ان تنصروا الله ينصركم خواهیم بود.


ودر پایان یادآوری این نکته خالی از فایده نیست که نرمش قهرمانانه سفارش وتدبیر خداوند به صالحان درمقابل زیاده خواهان وزورگویان است:

 


فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا لَّعَلَّهُ يَتَذَكَّرُ أَوْ يَخْشَى سوره : طه آیه : 44

«با او به نرمي سخن گوييد، شايد پند گيرد، يا بترسد»

بزازها دائم قيچي را تيز مي كنند. چرا؟؟؟

چون به پارچه خورده است و پارچه نرم است و نرمي پارچه آن را كُند مي كند.

يادت باشد بعضي ها مثل قيچي هستند، مي خواهند ما را قيچي كنند جدا كنند

با آنها نقش پارچه را، نقش ابريشم را بازي كن

آنها هم كُند مي شوند دست بر ميدارند.

فرعون قيچي بود خدا به موسي گفت: ابريشم باش، يعني با او نرم رفتار كن نرم سخن بگو:

قُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا


ن : بچه های ایلام ،حسین ملک میرزایی
ت : جمعه 1392/07/12

این روزها همه به دنبال این هستندکه خودشان رابه هرکس یاچیزی که باآن احساس بزرگی کنندبچسبانند تاازقافله تابلوشدن ومطرح شدن جانمانندومرحمی باشدبرکمبودهایی که داشته اند.یکی می خواهدباموجودی بانکی،یکی باماشین مدل بالاودیگری باچسباندن خودبه مسؤلین،وهمه غافل ازصَمدبی نیاز.



:: موضوعات مرتبط: فرهنگی
ن : بچه های ایلام ،حسین ملک میرزایی
ت : سه شنبه 1391/02/26

چندروزی است که زمین باملت شوخیش گرفته وخداوندکریم ومهربان زمین دهلران رادرحالت ویبره قرارداده است،قضیه این بوددریکی ازنیمه شب هایی که چشمانم رادرخواب نازفروبسته بودم احساس خوشی پیداکردم انگارکه دارندبادستگاه ماساژوربرقی ماساژم می دهند.امااینجورماساژی نصیب گُرگ بیابون نشه،آخه خونه خراب تواین نصفه شبی دستگاه ماساژورکجابود،تازه دوهزاریم اُفتاددستگاه بلای جان است چنان ماساژی می دهدکه استخوان سالم دربدنت باقی نمی مانداگرهم باقی بماندطعمه یابنده بعدازآوارمی شودهمان که بو می کشد ونهایتأبه نشانه یافتن پارس می کند.

خلاصه دراین جندروزه ازپس لرزه گرفته تاپیش لرزه چنان حالی به این مردم داده که انگارسفرهای نوروزی شروع شده پارک هاوبلوارهاپرشده ازخانواده هایی که باچادرهای مسافرتی دوررهم جمع شده اندآن هم نه مسافران شهرستانی بلکه مسافران بومی درنزدیکی منازلشان چادرزده اندخلاصه بااین زلزله بایدنامش راسیزده بدر اجباری گذاست یادربدری اجباری،بازارشایعاتم که اِلی ماشاا..یکی می گفت امشب6ریشتراست یکی می گفت 9ریشتردیگری می گفت7ریشتراست بااین اَرفام شایعه شده افتادم یادنمره های پایان ترم یکی ازدوستانم که نمره هایش بارقم ریشترهایکی بودواتفاقأمشروط هم شدحواسمان باشدکه دراین آزمون الهی مشروط نشویم.

ساعت2بامداد:شهرکه نگوانگارخیابان های پایتخت است مملوازخودروهایی که ازترس زلزله تاصبح خیابانهاراشلوغ کرده بودند،به تقاطع یکی از بلوارهاکه رسیدم احساس کردم دراتوبان تهران قم هستم ازبس جاده شلوغ بود.

درجلوی هلال احمرجمعیت انبوهی به امیدگرفتن چادرجمع شده بودندآنچه که دربین جمعیت توجهم رابه خودجلب کرده بوددخترخانم های مانتویی بودندکه بااصرارطلب چادرمی کردند!کسانی که شایددرطول سال بازوراسلحه حاضربه پوشیدن چادرنبودندحال مُجدانه طالب چادرشده بودندآن هم چادرچندنفره،بچه پرو توچادریک نفره ات رابپوش وحجابت راحفظ کن چادرچندنفره نوش جانت.

یکی از رفقا می گفت هنگام وقوع زمین لرزه چنان فرارکردم وازخانه زدم بیرون یادم رفت که نوزادچندماهه ام راباخودم ببرم افتادم یادقیامت که می گویند پدرازپسرفرارمی کند.

واماهرچه ازخدافرارکردیم،هرچه گناه کردیم،خدابه مافهماندکه قدرت مطلق اوست وهیچ کس ازولایت خداوندی فرارنمی کندمگرنه این است که نسبت بهره مندی افرادازرحمات وبلایابه نسبت حسنات وگناهان آنهاست.به فرمایش معصوم(ع):خانه ای که درآن نمازشب خوانده نشودازبلایاوزلزله ایمن نخواهدبودخداوکیلی نمازشب که پیش کش،اصلأنمازهای واجبمان را می خوانیم.

 قصه ازآنجاشرع می شود که بعضی ازماقبل ازآنکه بال بال بزنیم وجزع وفزع داشته باشیم ویاشبی ونیمه شبی درژرفای اضطراب واضطراردست به دعابرداشته باشیم مرتبأمرتکب گناه می شویم،دراین روزهای انتخابات چقدربی تقوایی شد؟چقدربه دروغ،به غیبت دیگران پرداختیم وتهمت زدیم؟مگرنه این است که خدا به هیچ انسانی اجازه نداده حتی درذهن خودبه دیگران ظلم کند؟خداناظراست ومی بیند،کاش بااین تلنگربه خودمان بیاییم که به فطرت اصلی یعنی خداگرایی بازگردیم خدایی که دریک لحظه میتواندهمه انسان هاراازهستی ساقط ودوباره به آنهاحیات ببخشد.

خدایامی دانیم شکرنعمتت رابه جانیاوردیم،خدایا می دانیم باتوروراست نبودیم،خدایامی دانیم بانگاه های هرزه چشمانمان راآلوده کردیم،خدایا می دانیم به ولیت امام زمان(عج)پشت کردیم،خدایاساده بگوییم غلط کردیم ونفهمیدیم.این باربه این بنده های ناسپاست رحم کن،فقط زمین رابجای حالت ویبره درحالت سکوت قراربده

یامَن سَبَقَت رَحَمَةُ،غَضَبَه(ای کسیکه نازک دلی ات ازغضبت بیشتراست)


ن : بچه های ایلام ،حسین ملک میرزایی
ت : شنبه 1391/02/02

وقتی برنامه تحویل سال را درکنارحرم امام رضا(ع)درتلویزیون شاهدبودم برق نگاه گنبدش عجیب بادلم بازی میکرد ای کاش من هم زائرت بودم،شنیدواجابت کردوچقدر زودامام رضا(ع)راضی شد تاهمراه بارفقای خوبم(مهردادومحمد)برسرخان هفت سین رنگین کمانیش درنخستین روزهای آغازسال مهمان شویم،آن هم چه مهمانی؟مهمانی به وسعت آسمان،مهمانی که میزبانش آخرمهمان نوازیست دردل همه جای داردوآمال وآرزوهای همه دردست او.

چندروزبعدهمین که فهمیدم زائرش شده ام تارسیدم به ورودی باب الرضا(ع)عرض کردم آقا،توآخردل به دل راه داشتنی-دلم به دلت راه داردوجسمم به حرمت.

چندروزی که بامحمدومهرداد ازاین رواق به آن رواق،ازاین صحن به آن صحن همچون گنجشک بی تابی که برروی هیچ شاخه درختی قرارش نمی گیردقرارمان نمی گرفت وپرزدن درهوای امام رضا(ع)چه لذتی دارد،انگاروجودحضرتش رادرهمه جای حرم احساس می کردیم،بی خیال دنیاوتمام متعلقاتش شده بودیم براستی تاانقطاعی پیش نیایداتصالی صورت نمی گیرد آن هم اتصالی ازجنس ولی ا..اعظم حضرت رضا(ع)درچشم به هم زدنی روزآخرفرارسیدبه قول قیصر: وناگهان چقدرزود دیر می شود.

آقااین چندروزی که برگشته ام دلم برای صوت زیبای قاریان ومؤذنانت که قبل ازنمازنفس عماره رادرمحراب ملکوتیت ذبیح می کردند تنگ شده است،برای ضریح آسمانیت که تارتارظلف دلم به آن گره خورده،برای جای جای صحنت،برای کاشی های قشنگت که یک لحظه نشستن برروی آنهاراباقالی سلیمان که هیچ باتمام دنیاعوض نمی کنم،آقاجان اینها به کناراصلأدلم برای خودت تنگ شده است.باصفا،بامرام،بگذاربدمستی کنم به قول بچه ها جگر،چه حرف ها،چه دعاها،چه درددل هاوچه قول هابانگاه من،مهردادومحمدوضریح توکه ردوبدل نشد.

آقاجان توقبل ازاینکه مازائرشویم قول هایت رابه زائرینت داده ای همانجایی که فرمودی درسه جا به دادزائرینم می رسم وبولله عمل خواهی کرد حتی اگرما به قول هایمان عمل نکنیم وحال من ومحمد ومهردادیم که چندمرده حلاجیم،آیاسرقول هایی که باشمابستیم هستیم؟

آقاجان ،خوب می دانم که قصه من،محمدومهردادباشماازآن قصه هاییست که انشاءا..هیچ وقت به سرنمی رسدوتاقیام قیامت ادامه دارد. تا باد چنین بادا



:: موضوعات مرتبط: فرهنگی
ن : بچه های ایلام ،حسین ملک میرزایی
ت : شنبه 1391/01/12

هر چند شاید خیلی دیر باشد ولی به عنوان یک بسیجی کوچک نمی توانم رسالتم را فراموش کنم که هر جا کج سلیقگی دیده شد انتقاد کنم و هر کجا عملی در جهت اهداف عالی حضرت امام (ره) و انقلاب صورت گرفت آن را تأیید کنم . از زمان حضور آقای اعلایی در استان ایلام،بازار ایده ها و طرح های فرهنگی داغ داغ است ، یک روز طرح شب آفتابی ، یک روز طرح نسیم رحمت و یک روز .........

تمدن ایلامی که به گواه مورخان و تاریخ یکی از تمدن های پیشتاز در عرصه های مختلف بوده است ، دستخوش مدیریت های ناثواب فعلی که همه آن متوجه استاندار است قرار گرفته ، واین تمدن فرهنگی هم اکنون در بن بست ایده های فرهنگی استاندار محترم است . اولین ناامیدی و نارضایتی عمومی از زمانی آغاز شد که برنامه شب آفتابی توسط استاندار کلید خورد و برنامه شب آفتابی با آن همه حجم وسیع چیزی جز اتلاف زمان ، هزینه و منابع انسانی در بر نداشت . اماجناب استاندار به این بسنده نکرد ،هنوز آثار منفی  شب آفتابی از خاطر مکدر شده مردم از این برنامه پاک نشده بود و مردم از کمای این برنامه خارج نشده بودند که ناگهان یک شٌک و خبر ناگوار دیگر توسط استاندار با نام طرح نسیم رحمت افکار عمومی مردم فرهنگ دوست ایلام را دچار مرگ مغزی می کند . طرحی که در ابتدای شروع به جای استقبال با اعتراض عمومی از سوی اقشار مختلف مردم مواجه شد . اولین جبهه گیری توسط روحانیت معظم ، علماء و ائمه محترم جمعه که همیشه در خط مقدم دفاع از ارزشها و نشر افکار و اندیشه های حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری حضور دارند آغاز شد . و در تریبون های مقدس نماز جمعه و خطابه ها به مخالفت با این طرح ها پرداختند . به تبعیت از روحانیت طیف های مختلف اعم از فرهنگیان ،اهل قلم ، شخصیت های علمی ، تشکل های دانشجویی ، اصحاب رسانه ، بسیج ، و ......  به مخالفت با این طرح اعلام موضع کردند و مخالفت با این طرح به یک خواستگاه عمومی تبدیل شد . اما متأسفانه جناب استاندار با موج سواری بر  ایده های ناثواب و نابجای خود به جای التیام زخم های بجا مانده از برنامه شب آفتابی این طرح را نیز با وجود همه مخالفت ها انجام داد طرحی که مردم فرهنگ دوست ایلام هرگز  پذیرش نکردند و این عدم پذیرش از سوی مردم یعنی شکست دوم استاندار در عرصه فرهنگی .

آقای استاندار یک سوال ؟!! آیا با انجام برنامه شب آفتابی و طرح نسیم رحمت سند چشم انداز و افق فرهنگی استان تأمین شد؟ اما کمی برگردیم به عقب ، به اولین دیداری که اصولگرایان استان با شما در سالن جلسات استانداری که حقیر هم در آن حضور داشتم، پس از استماع جملات شیرین استاندار خوشحال بودم که او همان شخصی است که در آینده اصولگرایان می توانند با وجود او با جناح های رقیب مفاخره کنند ولی پس از مدتی به این نتیجه رسیدم که نه تنها توهمی تلخ بیشتر نبوده بلکه وجود ایشان مایه طعنه جناح رقیب برای اصوالگرایان شده است .

آقای استاندار با عرض پوزش!!شما دچار تضاد شخصیتی شده اید یک روز خود را در قاموس کارشناس علوم حدیث می بینید و با استفاده از منابع غنی شیعی از جمله: تحف العقول ، بهار ، اصول کافی ...... منتقدین و جریان اصوالگرایی را دعوت به اخلاق می کنید در صورتی که خود شما به هیچ یک از نصایح و احادیثی که از ائمه اطهار (ع) نقل می فرمایید عمل نمی کنید امام علی (ع) همیشه به اصحاب خود می فرمودند: هر آنچه را که به شما توصیه می کنم اول خودم انجام می دهم و بعد شما را به انجام آن توصیه می کنم و هر آنچه که شما را از آن نهی می کنم اول خود آن را ترک کرده ، یک روز خود را در منصب خطابه و وعظ می بینید و دیگران را موعظه می کنید و نظریات و مطامع شخصی خود را بر تقوای عمومی ترجیح می دهید حضرت آقا چقدر مسئولین را به داشتن تقوای عمومی توصیه فرمودند اما شما به نظریات عموم بی توجهی می کنید ، یک روز خود را در منصب یک کارشناس مذهبی می بینید اما طیف هیأت های مذهبی که نقش عظیمی در پیروزی انقلاب داشتند به شدت از شما گله مند می شوند تا جایی که ریاست محترم شورای هیئت های مذهبی استان در آستانه محرم حضرت سیدالشهداء (ع) آن بیانیه را در مخالفت با عدم احساس مسئولیت شما در تأمین هیأت های مذهبی اعلام داشتند . البته این بی تفاوتی شما هیچ خلل و تأثیری در عزم هیأت های مذهبی که خود را آماده اقامه عزای سید شهدای اولین و آخرین می ساختند نداشت و آقا جواد نوری و همه ی بچه هیأتی ها خوب می دانند با حسین (ع) باش و پادشاهی کن . یک روز به بهانه دیدار با علماء با هزینه بیت المال راهی تهران و قم می شوید برهیچ کس پوشیده نیست که دیدار با علماء از اعمال حسنه است و به قول امام عسکری (ع) که در بهار می فرمایند: در زمان غیبت این علماء هستند که شیعیانی که ضعیفند و ابزار در مقابل شیطان ندارند آن ها را تجهیز می کنند و از دام های شیطانی می رهانند و این ها برترین ها نزد خداوندند .  اما آقای استاندار از یک طرف به دیدار علماء می روید و از طرف دیگر در تأمین نظرات علمای استان بی توجهی می کنید و به فرمایشات آن ها ترتیب اثر نمی دهید . آیا این رفتار ها با هم منافات ندارد ؟؟آیا این تناقض آشکار نیست ؟ شما باید به این شک و شبهات پاسخگو باشید .

در همایش تجلیل از نخبگان جوان شهرستان دهلران حضور پیدا می کنید ، حضور آن همه جوان منتخب جای سوال نیست  عدم حضور یک عده جای سوال است ، چرا از 120 نفر خادم الشهدایی که قریب به سه ماه در یادمان شهداء شرهانی بدون هیچ اجر و مزد مادی مشغول خدمت کاروان های راهیان نور بودند تجلیل نشد ؟و نامی از آن ها نبود. مگر حضرت آقا نفرمودند : خدمت به شهداء کمتر از شهادت نیست؟ یک عده جوان از همین جنس شهید شدند تا ضامن بقای انقلاب باشند و در این گیر و دار شما و امثال شما شدید استاندار و ......... البته برای خادمان شهدای شرهانی مهم نبود و نسبت به این بی مهری حضرتعالی بی تفاوت بودند چرا که در عرصه اردوهای جهادی بسیج در آن هوای بالای 50 درجه در روستا های اطراف مشغول ساختن خانه ی آن پیرزن بی سرپرستی بودند که همه خادمان شرهانی را روله ( فرزند ) خطاب می کرد و انگار خادمان شرهانی فرزندان او بودند و دیگر کمبود ها را احساس نمی کرد و خادمان شهدای شرهانی در حال جبران تمام بی توجهی هایی بودند که شما و مسئولان نسبت به آن ها داشتند . آقای استاندار یادتان هست در ایام نوروز که برای دیدار به یادمان شهدای شرهانی تشریف آوردید پس از دقایقی حضور در یادمان حاضر نشدید حتی با خادمین شهداء نهارتان را بر سر سفره شهداء هم سفره شوید و برای صرف نهار با اعوان و انصارتان در یکی از باغ های بین راهی کباب بره صرف نمودید و ......   . چرا جای ذاکرین اهل بیت (ع) در مراسم تجلیل از جوانان نخبه خالی بود و جای خیلی های دیگر ............... .

آقای استاندار - یک روز خود را در منصب یک نظریه پرداز اجتماعی می بینید یک روز خود را در منصب یک مهندس قهار فرهنگی و .............. . آقای استاندار این عینکی که بر چشم شماست نه عینک طبی است و نه مطالعه ، شیشه های این عینک از جنس شیشه گلدار پنجره است که باعث شده است شما جز خود  هیچ چیز و هیچ کس را نبینید آن را از روی چشمتان بردارید برای یکبار هم که شده خودتان را در انظار عموم نقد کنید می خواهم با استفاده از حدیثی از همان منابعی که شما به وفور در جلسات مختلف دیگران را به رعایت آن توصیه می کنید متذکر شوم امام حسین (ع) می فرمایند : از نشانه های عالم نقد سخن و اندیشه خود و آگاهی از نظرات مختلف است .

آقای استاندار این بودجه هایی که صرف تفکرات و ایده های شخصی و به ظاهر فرهنگی خود کرده اید از بیت المال است ، بیت المالی که صاحب اصلی آن امام زمان (عج) است ، همان امامی که شما در هیچ سخنرانی نیست که از او یاد نکنید آیا امام عصر (عج) از این خرج و مخارج راضی می باشند ؟؟!!  امام عصری(عج) که بی نیاز از هر گزارش و دوسیه و پرونده بازی است .

اگر حالا هم چیزی را قلمی می کنم نه برای ایشان بلکه برای کسانی است که حساب و کتاب از دستشان در رفته و در چاه حیف و میل اموال و تفریط و افراط در جاه و مال و نام و اعتبار گرفتار آمده اند و امروز نه ، فردا مجبورند پیش همان امام عصر (عج) که از سیر تا پیاز همه چیز خبر دارد و حساب نقیر و قطمیر و ذرة المثقال را دارد قرار بگیرند و به سوالاتش جواب بدهند .

آقای استاندار قصه از آنجا شروع می شود که بعضی از ما ، قبل از آنکه بال بال بزنیم و جزع و فزع داشته باشیم و یا شبی یا نیمه شبی در ژرفای اضطراب و اضطرار دست به دعا  برداشته باشیم ، دست و بالمان به خزانه و گنج خانه به ظاهر بی حساب و سرپرست ، بند شده و ناگهان هوس میدان داری و بزرگداشت گرفتن و همایش بازی و جنشواره نوازی به سرمان زده است و گٌر گًر از آن خزانه به ظاهر بی صاحب و بی حساب خرج کرده ایم تا شاید این نمایش و بازی چند صباحی ما را روی صحنه بیاورد و سری در میان سر ها در آوریم و به نام امام مهدی (عج) و قرآن ، جهان را به کام خودمان و رفقا و طایفه مان بنشانیم .

و به عبارتی :  خرج که از کیسه مهمان بود حاتم طائی شدن آسان بود .

آقای استاندار اگر این گونه نبود که با صد کور باش و دور باش در سالن هایی به بزرگی زمین چوگان ، گوی هوس را از این طرف به آن طرف پرتاب نمی کردیم و اجر و مزد بازی و بند بازی را حیف و میل میلیارد ها تومان وجه رایج مملکتی قرار نمی دادیم .

آقای استاندار حتی اگرمرابه محاکم قضایی بکشانیدازرسالتم کوتاه نمی آیم ،این بدون رودر بایستی گفتن را هم همان امام عصر (عج) به ما آموخته است که با هیچ دیّار البشری در عالم رودربایستی ندارد و هیچ وقت کلاه سرش نمی رود . اگر این گونه بود و می خواست به ظاهر جشن و کارت دعوت هایمان نگاه کند که صد بار ، بلکه هزار بار پرده ها را کنار زده بود و چهره عیان نموده بود . خوبیش این است که قبل از این که خودمان متوجه نیت مان شویم از عمق خاطر و گمان و پندارمان با خبر است ، پیش خودمان حساب کردیم چه کار ها را که با یک هزارم همین خزانه که هباءمنثورا کردند . میشد کرد ؟

آقای استاندار پیش خودتان فرض کنید 800میلیون تومان ، بلکه بیشتر از یک تا دو میلیارد تومان پول بی زبان که به دست آدمی زاد زبان دار همایش باز و جشنواره راه انداز افتاده است میشد هزاران کار خیر را برای هزاران خانواده کم بضاعت انجام داد ومفت و مجانی به خلق روزگار بخشید .

آقای استاندار مگر نه این است که هزاران جوان در آرزوی یک میلیون تومان سال هاست که ازدواج خودشان را به عقب می اندازند و هرشب خواب زندگی در یک چهار دیواری کوچک کنار همسرشان را می بینند ؟

آقای استاندار شاید گمان می کردیم اگر در سالن های در بسته و سر بسته که گرداگرد آن را محافظان و پاسبانان قٌرق کرده اند ، این بساط را علم کنیم ، چیزی به بیرون درز نمی کند و از دیدگان آن ناظر شجره طوبی و سدرة المنتهی مخفی می ماند ؟

آقای استاندار چوب حراجی که شما به بودجه های فرهنگی مردم مظلوم این استان زده اید غیر قابل جبران است . بودجه های فرهنگی استان در زیر چکمه های تفکرات فرهنگی شما در حال له شدن است !!

آقای استاندار باور کنید استان من دیگر جای تو نیست این نسخه های فرهنگی که می پیچید امراض فرهنگی استان را دوا نمی کند ، شاید باز هم به این رنج نامه بی توجهی کنید و یک سطر آن را نخوانید و بگوئید یک الف بچه از مسائل فرهنگی چه می فهمد ، حاضرم با شما در یک برنامه با رعایت انصاف در باب مسائل فرهنگی در انظار مردم شریف ایلام مناظره کنم .

آقای استاندار -  از بخت بد شما  قلم من امشب تیزتراز همیشه شده است شاید هم ، قلم شده است همان فریاد هایی که در گلوی اهل قلم حبس شده است و امشب در حنجره قلم حقیر طنین انداز شده،ساعت از نیمه شب گذشته کم کم خواب دارد بر چشمانم مسلط می شود و علی رغم این که قلم تلاش می کند خواب را از سرم فارغ کند و به شکوائیه نا تمامش ادامه دهد از قلم عذر خواهی می کنم و از ادامه رنج نامه ای که جان را بر لب قلم رسانده صرف نظر می کنم .

و در نهایت شما را به حدیثی از امام مهدی (عج) متذکر می شوم هیهات که پشت آدمی از این روایت که از قول حضرت صاحب الزمان در کمال الدین ، ص 521 نقل شده است ، می لرزد ، آنجا که فرمود : « وقتی برای هیچ کس جایز نیست که در مال دیگران بدون اجازه آنان تصرف کند ، پس چگونه این کار در مال ما جایز می شود » ؟ .  هیهات !! که ندانستیم .

آقای استاندار - « تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ............. »



:: موضوعات مرتبط: سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، نقره داغ
ن : بچه های ایلام ،حسین ملک میرزایی
ت : جمعه 1390/04/31
                                               شرهاني يك قدم تاخدا

فكرميكنم ۲ماهي ميشودكه به وبلاگ سرنزده باشم وازفضاي مجازي بي خبرباشم خداتوفيق دادتابه جاي فضاي مجازي دريك فضاي حقيقي آن هم ازجنس شهداسيركنيم .

فصل راهيان نورآغازشدويادمان شهداي شرهاني شهرستان دهلران كه يكي ازيادمانهاي هدف كاروانهاي راهيان نوراست شاهدحضورخيل عظيم كاروانهاي راهيان نوردريادمان بوديم ودريك توفيق اجباري حقيرنيزبه عنوان خادم فرهنگي درخدمت كاروانهاي راهيان نورباشم.

همه شرهاني رابانام بقيع دفاع مقدس مي شناسندبراستي كه شرهاني چيزي ازبقيع كم نداردوبراي ماهمه جابقيع است وبقيع شرهاني.                                                                                 

گفتني زياداست حوصله نمي خواهدگوش كنيدچون بي حوصله هابدنبال آرامش هستندوچه آرامشي بهترازسكوت وآرامش شرهاني كافي است فقط سكوت كني ولحظه اي بينديشي آنگاه سواربربال ملا‍‍‍‍‍يك عرش پيمايي ميكني.

درشرهاني جمع بچه هاجمع بودهمه آمده بودندوشرهاني انگارپايتخت بودچقدرشلوغ وچقدرهمهمه،غوغايي بپابودهركس به سبك خودش باشرهاني صفامي كردوشهدايي كه هرلحظه روزي مي دادندوخوشابه حال آنان كه روزي خودراازدست كريم شهدا گرفتند،همه خاكي بودندويابهتربگوييم همه جاخاك بودوخاك بودوخاك وچه انسانهايي حقيقت خودراكه مدتهابودفراموش كرده بودندودرهيچ جانتوانسته بودندپيدا كننددرخاكهاي شرهاني پيدا كردند.

ديگرپشت خاكريزهاي شرهاني خبري ازنيروهاي عراقي نبودبلكه غروبي غم انگيز وزيبا بودكه هرانساني رامتوجه غروب كربلا مي كردوشهدايي كه عروج كردندوكاملترشدندوماماندبم بدون شهداناقص.

اي كاش دلمان ازمعراج شرهاني بسوي خداعروج مي كردامابسوي خدارفتن خون مي خواهد،ذبيح مي خواهد،نه همچومني كه بادلي لنگان لنگان زمين گيرشده است.اي كاش دلمان درخاكريزهايامقتل يامعراج شرهاني جامي ماند،راستي فاطميه هم آمد وقتي فاطميه شروع مي شود همه بدنبال قبرمخفي مادرسادات مي گردندوامادرشرهاني مادراني كه بدنبال قبر واستخوان ياتكه اي پيراهن ازفرزندانشان هستندوتنهاتفاوت شرهاني بابقيع همينجاست.وشرهاني يك قدم تاخدا.............. 


ن : بچه های ایلام ،حسین ملک میرزایی
ت : جمعه 1390/02/02

تصمیم داشتم زودتر ازاین جواب آن عزیزدردانه استاندارمحترم ایلام  که به حیثیت سی ساله اصولگرایی مردان وزنان این استان بی حرمتی کرده وآنانی که فقط به اندازه عمراو ازمرزهای عقیدتی،فرهنگی وجغرافیایی این کشوردفاع کرده ودرخط مقدم دفاع ازارزشهاچه بی مهریهاو توهینهایی رابه جان خریدندبالفظ وصولگراخطاب کرده بودرابدهم حال مجال پاسخ است هرچند......

بایدبه شماگفت هرحزب وتشکلی اهدافی داردکه به آن اهداف درصورت تحقق وصول گویند،اصلأخوداسلام وصولی دارد،انبیای الهی درانجام رسالتشان وصولی داشته اندوآن هدایت بشریت بسوی خداجویی وکمال واصلاح ازرذایل اخلاقی بوده،حضرت امام(ره)درقیام خودوصولی داشته است وآن هم استقرارانقلاب اسلامی بوده است،انقلاب اسلامی هم وصولی داردهمانند(برپایی عدالت،مبارزه بافسادو....)جریان اصولگرایی هم دراین استان وصولی داردچگونه است که سهم جریان اصولگرادراستان بااین همه ظرفیت وگستردگی نبایدوصولش چندمدیرارزشی وولایتمدارباشددرحالی که وصول دونفرازاصولگرایی منجربه این می شودیکی استاندارشودودیگری به صرف نسبت فامیلی به عنوان مشاوراجرایی درکناراوباشد.حال معنی وصولگرایی برکدام یک صدق می کند؟

                                راه امام،کلام امام(ره)گفتمان وآرمان دولت دهم



:: موضوعات مرتبط: سیاسی، نقره داغ
ن : بچه های ایلام ،حسین ملک میرزایی
ت : پنجشنبه 1389/10/23